تاریخ حفاری ها

تاریخ حفاری ها

 

تاریخچه ی حفاری ها

برای بسیاری از ما شاید مطرح باشد که چگونه دانشمندانی تحت نام باستان شناس به جستجو و کاوش در منطق های باستانی پرداختند و چگونه این نام گذاری های بر دنیای باستان شکل گرفته، مثلا چرا به سومر می گوییم سومر و یا داستان بابلی ها و اکدی ها چگونه به صورت امروزی در آمده است. شایر برای بسیاری از علاقمندان جدید به دنیای باستان داشتن یک سیر زمانی از دوران باستان و یک نظم و ترتیب در زمان ها بسیار باعث خروج آنها از سردرگمی باشد، چیزی که برای خود من هم در ابتدا وجود داشت.در این قسمت سعی می کنیم تا با معرفی باستان شناسان و سالهای متعدد حفاری ها به ترتیب زمان تا حدی از مشکلات شما کم کنیم. شروع اینکار را با آندره پارو و کتاب شومر و اکد ( ترجمه ی دکتر محمد رحیم صراف و دکتر منیژه ی ابکایی خاوری ) آغاز می کنیم. در این نوشتارها به سراغ دیگر کتب تخصصی و حتی مصاحبه با دانشمندان این موضوع خواهیم رفت.

 

شروع با نگارش کتاب

در سال ۱۸۸۲ میلادی ژرژ پرو Georges perrot  با همکاری مهندس معماری شارل شیپیز  Charles Chipiezاولین جلد کتاب تاریخ هنر در دوران باستان را منتشر کرد. او در آن زمان دست بکاری زد که امروزه هر محققی انجام آن توسط یک فرد را محال می داند. تاریخ او نه فقط شامل تاریخ مشرق زمین بود، بلکه مصر و یونان را نیز در بر می گرفت. ۷ جلد از ۱۰ جلد ضخیم این کتاب، طی ۱۶ سال به دنبال هم منتشر شد. بنابراین در اواخر قرن ۱۹ پژوهشگرانی بودند که نه تنها موضوع بدین گستردگی را می شناختند بلکه قادر بودند راجع به آن بنویسند با وجودی که این فرهنگ ها گوناگون و با هم بسیار متفاوت بودند. بعد از انتشار کتاب تاریخ هنر در دوران باستان در سال ۱۹۱۴ دانشمند و مصر شناس ژ. ماسپرو G. Masperoکتاب تاریخ قدیم اقوام شرق کلاسیک را منتشر کرد. در این کتاب ماسپرو به وضوح تصویر باشکوهی از پیدایش دو تمدن بزرگ را در اطراف رودهای نیل و دجله ترسیم کرد در حالی که پرو که هلنیست بود با اطمینان خاطر دست به ترسیم تصویر گسترده ای زد که در آن به تشریح بناهای برجی شکل جزیره ساردین در کنار کاخ های هخامنشی، سنگ گرانیت روزن از اسوان مصر و همچنین مجسمه هایی از سنگ دیوریت گودآ Gudeaپرداخته بود. هر دو محقق باید از همکاری طراحان زیادی بهره می گرفتند زیرا زمان زیادی را صرف رسم و طراحی کرده بودند.

اثر پرو نقطه ی عطفی در پژوهش های تاریخی است. او به گونه ای ستودنی حد و مرز پژوهش زمان خود را به ثبت رسانده است، این اثر هنوز منبع مهمی است زیرا بسیاری از آثار موجود در گذشته تا کنون از بین رفته یا بر اثر تاثیرات آب و هوایی آن چنان صدمه دیده اند که شناخت کامل آنها برای ما ممکن نیست.

در مقابل این مجموعه شرح مختصر سالمون رانیاخ Salomon Reinach قرار دارد که در اثر خود به نام آپول Apollo دروس خود را که در سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۳ میلادی در اکول لوور Ecole du Louvereتدریس می کرد به ثبت رسانیده است. در یک ساعت تدریس، رانیاخ مصر، کلده و ایران را بررسی می کرده است … جمعا ۱۲ صفحه متن همراه با تصاویر !! آثاری از جمله: سنگ یادبود مشهور به کرکسها از آثار سومری، دو پیکره ی گودآ ( گودآ به عنوان معمار و سر گودآ با عمامه) ، تعدادی نقش برجسته های آشوری ( گیلگمش، پیکره ی گاو با سر انسان، آشور بانیپال در حال شکار، شیر خون آلود و ماده شیر زخمی)، کمانداران شوش بر آجرهای منقوش و شیر هیتیتی از مارش Marsch.

شارل شیپیز با هنر معماری بین النهرینی خود سعی در بازسازی این هنر نموده که در این بازسازی زیرنویسی با عنوان معبد کلده وجود دارد و کوشش بسیار ارزشمندی راجع به تجسم یک زیگورات داشته است که بایستی بسیار مورد تقدیر قرار گیرد. نیم قرن بعد مجددا تجدید نظر کاملا متفاوت و اساسی  در تحقیقات مشاهده می شود. گروه های پژوهشی جایگزین افراد شدند و اینگونه توسعه ی نوین باستان شناسی با مهارت های مختلف شکل گرفت.

در اوایل قرن ۱۹ میلادی اطلاعات در مورد آشوری ها تنها منحصر به اطلاعات کتاب مقدس بود. مهم ترین اثر بین النهرین  سنگ میشو Michaux بود که به نام طبیعی دانی که آنرا در سال ۱۷۸۶ به همراه خود آورده بود و از طرف دولت فرانسه خریداری شده بود، نام گذاری شده است. این اثر در کتابخانه ملی پاریس در کابین مدال ها نگهداری می شود. در آن زمان خط میخی کاملا ناشناخته بود و حتی نام های سومریها، اکدیها و هتیتها را کسی نمی شناخت، تنها کشیشی به نام بارتلمی Abbe Barthelemyنام فنیقیها را از یک کتیبه ی دو زبانه که در جزیره ی مالت کشف شده بود در سال ۱۷۶۴ خواند.

 

Salomon Reinach

اما در سال ۱۸۴۲ آغاز یک عصر جدید قلمداد می شود. در این سال برای اولین بار کلنگی بر روی تلی زده شد که یک تپه ی طبیعی نبود، بلکه تلی از ویرانه های شهرهای قدیمی بی نام نشان بود. این زمان دوره ی سیاستمدارانی است که ظاهرا به عنوان باستان شناس وارد عمل شدند. پ. ا. بوتا، کنسول فرانسه در موصل، ویرانه های  کویونجیک یا همان نینوا و خورس آباد ( دور شاروکین) را در سالهای ۱۸۴۲ تا ۱۸۴۴ حفاری می کند و لایارد Layardانگلیسی به پایتخت های پادشاهان آشوری :

P. E. Botta

کویونجیک ( نینوا)، نیمرود ( کالاخ) و قلعه شرقاط ( آشور) در سالهای ۱۸۴۵ تا ۱۸۴۷ رو می آورد. اقدامات این دو نفر اروپا را برای نخستین بار صاحب اولین مجموعه ی یادمان های آشوری نمود:

در اول ماه مه سال ۱۸۴۷ اولین مجموعه در لوور و دومین آن در اکتبر ۱۸۴۸ در موزه ی بریتانیا افتتاح گردید که نتایج حفاریهای بعدی باعث گسترش این مجموعه ها شد.

آثار کشف شده ی ویکتور پلاس Victor Place از خورس آباد در بین سالهای ۱۸۵۲ تا ۱۸۵۵ به مجموعه ی لوور اضافه شد و آنچه لایارد و رسام از مکانهای آشوری در طی سالهای ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۴ با نظارت راولینسون Rawlinson، کارمند سیاسی انگلیس در بعداد، از دل خاک بیرون کشیده بودند به موزه ی بریتانیا راه یافت.در این میان توجه محققان به جنوب بین النهرین معطوف شد. در حالی که لوفتوس  Loftusانگلیسی مشغول به عملیات در وارکا ( اوروک) و شوش گردید ( سال های ۱۸۵۱ تا ۱۸۵۳) ، فرزنل Fresnelکنسول فرانسه در بغداد شروع به تحقیق در بابل در سال ۱۸۵۲ کرد.کنسول تایلور Taylorنیز در مقابر اور در سالهای ۱۸۵۴ تا ۱۸۵۵ شروع به کاوش کرد. سرزمین سومر اینبار به طور سطحی خراشیده شد و هیچکس حدس نمی زد که چه چیز در زیر آن خفته است و به علت کشفیات ناچیز توجه از جنوب برگشت و با شدت بیشتری به شمال معطوف شد، جایی که تقریبا با هر ضربه کلنگ نقوش برجسته بدست می آمد.لوفتوس به نینوا بازگشت و موفق به یافتن صحنه ی مشهور ضیافت در تاکستان از کاخ آشور بانی پال در سال ۱۸۵۵ شد. در حالیکه اسمیت قطعه ی مهمی از لوح میخی را کشف کرد که مکمل روایت طوفان نوح بود، وی چند ماه پیش از آن در سال ۱۸۷۲ این قطعه را در میان آثار موزه ی بریتانیا شناسایی کرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید